کسی که میتواند با آرامش منتظر بماند یا با دشواری روبهرو شود، بیآنکه کلافه شود.
مثالهای طبیعی
Her teacher is very patient with beginners.
معلم او با افراد مبتدی خیلی صبور است.
Please be patient while we check the tickets.
لطفاً تا وقتی بلیتها را بررسی میکنیم صبور باشید.
My new coach is more patient than the previous one.
مربی جدید من از مربی قبلی صبورتر است.
نکتهٔ کاربردی
در برخورد با فردی از patient with someone و هنگام انتظار از patient while waiting استفاده کنید. این صفت با اسم شمارشپذیر a patient به معنی «بیمار» فرق دارد.
