معنی ۱neutral · 85%
با آرامش و بدون ناراحتشدن از انتظار یا دشواریها
مثالهای طبیعی
Please wait patiently in the lobby.
لطفاً در سالن انتظار با صبر منتظر بمانید.
She listened patiently while I described the problem.
وقتی مشکل را توضیح میدادم، او با حوصله گوش داد.
The coach explained the rules more patiently today.
مربی امروز قوانین را با حوصلهٔ بیشتری توضیح داد.
نکتهٔ کاربردی
Patiently شیوهٔ انجام یک عمل را توصیف میکند، نه خودِ شخص را؛ patient صفت است.
