معنی ۱neutral · 89%
بهطور منظم در یک منطقه حرکت کردن برای مراقبت، حفاظت یا کنترل آن
مثالهای طبیعی
Officers patrol the district throughout the night.
مأموران تمام شب در منطقه گشت میزنند.
Guards patrolled around the warehouse after closing.
نگهبانان پس از تعطیلی اطراف انبار گشت زدند.
Rangers are patrolling remote valleys for illegal hunting.
محیطبانان برای مقابله با شکار غیرقانونی در درههای دورافتاده گشت میزنند.
نکتهٔ کاربردی
اگر خودِ محل مفعول باشد، `patrol` مستقیماً پیش از آن میآید؛ `around` نیز برای حرکت در اطراف یک محدوده ممکن است.
