مشتریای که بهطور منظم از یک کسبوکار، بهویژه رستوران، بار یا مکان فرهنگی استفاده میکند
مثالهای طبیعی
Regular patrons greeted the owner by name.
مشتریان همیشگی صاحب محل را با نام صدا زدند.
Patrons must leave large bags at reception.
مراجعهکنندگان باید کیفهای بزرگ را در پذیرش بگذارند.
A patron complained about the obstructed view.
یکی از مشتریان از مسدود بودن دید شکایت کرد.
نکتهٔ کاربردی
در مکانهایی مانند رستوران، تئاتر، موزه یا بار، بهویژه در لحن رسمی، `patron` میتواند به مشتری یا بازدیدکننده اشاره کند.
