معنی ۱neutral · 90%
توقف کوتاه و موقتی پیش از ادامه یافتن چیزی
مثالهای طبیعی
After a short pause, she continued her presentation.
پس از مکثی کوتاه، ارائهاش را ادامه داد.
There was a long pause in the discussion.
در گفتوگو مکثی طولانی به وجود آمد.
The singer took a brief pause before the chorus.
خواننده پیش از بخش ترجیعبند مکث کوتاهی کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Pause` معمولاً نشان میدهد که فعالیت پس از توقف کوتاهی ادامه خواهد یافت.

