برای چیزی یا به کسی پول دادن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
پرداخت کردن
Deutsch
bezahlen
Հայերեն
վճարել
vcharel
مثالهای طبیعی
I paid for my coffee.
من پول قهوهام را پرداخت کردم.
She pays the driver.
او به راننده پول میدهد.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /peɪ/آمریکایی: /peɪ/
pay یک فعل تکهجایی است و همان یک هجا با تکیهٔ کامل تلفظ میشود.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
پرداخت کردن
Deutsch
bezahlen
Հայերեն
վճարել
vcharel
I paid for my coffee.
من پول قهوهام را پرداخت کردم.
She pays the driver.
او به راننده پول میدهد.
They pay the rent every month.
آنها هر ماه اجاره را پرداخت میکنند.
از pay وقتی استفاده میکنیم که پول از یک شخص به شخص یا طرف دیگری داده میشود. وقتی چیزی را که بابت آن پول پرداخت میشود نام میبریم، از pay for استفاده میکنیم. کاربردهای رایج آن شامل غذا، خدمات، قبضها و اجاره است.
I payed for the meal.
I paid for the meal.
pay فعل بیقاعده است، بنابراین شکل گذشتهٔ آن paid است، نه payed.
pay با الگوهای مختلفی به کار میرود. وقتی دریافتکنندهٔ پول را نام میبری، از pay someone استفاده کن. وقتی چیزی را که بابت آن پول میدهی نام میبری، از pay for something استفاده کن.
جملهٔ درست را انتخاب کن.