معنی ۱neutral · 95%
وضعیتی که در آن جنگ، درگیری یا تعارض جدی وجود ندارد
مثالهای طبیعی
The two countries have lived in peace for years.
این دو کشور سالها در صلح زندگی کردهاند.
The agreement finally brought peace to the region.
این توافق بالاخره صلح را به منطقه آورد.
Everyone hopes for peace and safety.
همه به صلح و امنیت امید دارند.
نکتهٔ کاربردی
peace غیرقابلشمارش است و بنابراین معمولاً بدون حرف تعریف نامعین میآید.
ترکیبهای رایج
— بدون جنگ یا درگیری جدی زندگی کردن

