داشتن لبهای سفت و بیرونزده در بالای چشمها، مانند نقاب کلاه.
مثالهای طبیعی
The guard wore a peaked cap.
نگهبان کلاه نقابداری به سر داشت.
A peaked hat completed the conductor’s uniform.
کلاهی نقابدار، لباس فرم مسئول قطار را کامل میکرد.
Someone left a blue peaked cap on the train.
کسی یک کلاه نقابدار آبی در قطار جا گذاشته بود.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی بریتانیایی peaked cap رایج است؛ در آمریکایی ممکن است visor cap یا billed cap گفته شود.
