معنی ۱neutral · 87%
کشاورز خردهپا یا کارگر کشاورزی فقیر در یک جامعهٔ سنتی روستایی
مثالهای طبیعی
Many peasants worked land owned by local nobles.
بسیاری از دهقانان روی زمینهای متعلق به اشراف محلی کار میکردند.
He was born into a peasant family.
او در خانوادهای دهقانی به دنیا آمد.
The tax burden fell heavily on rural peasants.
بار مالیاتی بهشدت بر دوش دهقانان روستایی افتاد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه در گزارش تاریخی یا اجتماعی خنثیتر است و برای خطاب تحقیرآمیز به افراد امروزی مناسب نیست.
