معنی ۱neutral · 85%
بوسهای بسیار کوتاه و سبک.
مثالهای طبیعی
She gave her son a peck on the cheek.
او بوسهٔ کوتاهی بر گونهٔ پسرش زد.
He greeted his grandmother with a quick peck.
او با یک بوسهٔ کوتاه به مادربزرگش سلام کرد.
Their goodbye ended with two shy pecks.
خداحافظی آنها با دو بوسهٔ کوتاه و خجالتی تمام شد.
نکتهٔ کاربردی
peck در نقش فعل برای نوکزدن پرنده نیز به کار میرود؛ آن کاربرد از نظر نقش دستوری متفاوت است.
ترکیبهای رایج
— بوسهای بسیار کوتاه
