کسی که بیشازحد بر قواعد، دقت یا جزئیاتِ ناچیز پافشاری میکند، بهویژه برایِ اصلاحکردنِ دیگران یا خودنمایی.
مثالهای طبیعی
One pedant kept interrupting speakers over minor terminology.
یک آدمِ متهبهخشخاشگذار مدام بر سرِ اصطلاحاتِ جزئی حرفِ سخنرانها را قطع میکرد.
The committee attracted pedants obsessed with trivial punctuation.
کمیته افرادی ایرادگیر را جذب کرده بود که به نشانهگذاریهایِ کماهمیت وسواس داشتند.
She was no pedant; the mislabeled dates mattered.
او اصلاً متهبهخشخاشگذار نبود؛ تاریخهایِ اشتباهِ رویِ برچسبها واقعاً مهم بودند.
نکتهٔ کاربردی
انتقاد از دقتِ بیجا یا نمایشی است، نه از دانشِ واقعی یا اصلاحِ خطایی که اهمیت دارد.
