با جابهجا شدن میان مکانهای مختلف یا مراجعه به مشتریان احتمالی، کالاهای کوچک فروختن.
مثالهای طبیعی
Vendors peddled snacks outside the stadium.
دستفروشان بیرون ورزشگاه خوراکی میفروختند.
Her grandfather used to peddle newspapers door to door.
پدربزرگش قبلاً روزنامهها را خانهبهخانه میفروخت.
Several sellers were peddling souvenirs near the exit.
چند فروشنده نزدیک خروجی مشغول فروش سوغاتی بودند.
نکتهٔ کاربردی
peddle به فروش فعال و اغلب غیررسمی اشاره دارد و به معنای رکاب زدن نیست.
