مربوط به افرادی که پیاده حرکت میکنند، نه با وسیلهٔ نقلیه.
مثالهای طبیعی
The council plans a new pedestrian bridge.
شورای شهر ساخت پل جدیدی برای عابران پیاده را برنامهریزی کرده است.
We followed the pedestrian crossing near the station.
از گذرگاه عابر پیادهٔ نزدیک ایستگاه عبور کردیم.
This street is pedestrian only at weekends.
این خیابان آخر هفتهها فقط برای عابران پیاده است.
نکتهٔ کاربردی
این صفت معمولاً پیش از اسم میآید؛ pedestrian بهعنوان اسم یعنی «عابر پیاده».
