معنی ۱formal · 88%
با تندخویی و غرولند، بهویژه در واکنش به موضوعی جزئی.
مثالهای طبیعی
He answered peevishly when asked to move his chair.
وقتی از او خواستند صندلیاش را جابهجا کند، با بدخلقی جواب داد.
Peevishly, she dismissed the reminder about tomorrow’s meeting.
او با تندخویی یادآوریِ جلسهٔ فردا را رد کرد.
The child complained peevishly about the unfamiliar food.
بچه با غرولند از غذای ناآشنا شکایت کرد.
نکتهٔ کاربردی
در روایتهای نوشتاری رایجتر از گفتوگوی روزمره است.
