معنی ۱formal · 90%
بیانگر یا القاکنندهٔ انتقاد، تحقیر یا داوری منفی بودن.
مثالهای طبیعی
The editor removed a pejorative description of the community.
ویراستار توصیف تحقیرآمیزی را که دربارهٔ آن جامعه بود، حذف کرد.
That term sounds pejorative in this context.
این اصطلاح در این بافت تحقیرآمیز به گوش میرسد.
She asked whether the nickname was pejorative.
او پرسید که آیا آن لقب بار تحقیرآمیز دارد یا نه.
نکتهٔ کاربردی
ممکن است واژهای در میان اعضای یک گروه خنثی باشد، اما وقتی برای توهین به گروه دیگری به کار میرود، pejorative محسوب شود.
