معنی ۱neutral · 90%
مجازات یا پیامد منفیای که برای نقض قانون، مقررات یا توافق اعمال میشود
مثالهای طبیعی
The company paid a penalty for missing the deadline.
شرکت بهدلیل از دست دادن مهلت، جریمه پرداخت کرد.
Drivers face heavy penalties for dangerous speeding.
رانندگان برای سرعت غیرمجاز خطرناک با جریمههای سنگین روبهرو میشوند.
Late payment may result in a financial penalty.
پرداخت دیرهنگام ممکن است به جریمهٔ مالی منجر شود.
نکتهٔ کاربردی
`Penalty` اغلب با `for` میآید تا عملِ نقضکنندهٔ قانون یا دلیل جریمه را توضیح دهد.

