چیزی که بتوان به آن وارد شد، از آن عبور کرد یا در آن نفوذ کرد.
مثالهای طبیعی
The jacket is penetrable by wind along its seams.
باد میتواند از درزهای این ژاکت عبور کند.
Only a narrow section of the forest was penetrable.
فقط از بخش باریکی از جنگل میشد عبور کرد.
A penetrable fence offers little protection against intruders.
حصاری که بتوان از آن گذشت، محافظت چندانی در برابر افراد غیرمجاز ایجاد نمیکند.
نکتهٔ کاربردی
واژهای نسبتاً رسمی و کمکاربردتر از عبارتهایی مانند can be pierced یا can get through است.
