معنی ۱neutral · 86%
پولی که پس از بازنشستگی بهطور منظم به فرد پرداخت میشود.
مثالهای طبیعی
She receives a small pension each month.
او هر ماه مستمری بازنشستگی کمی دریافت میکند.
The company contributes to employees’ pensions.
شرکت برای طرحهای بازنشستگی کارکنان حقبیمه پرداخت میکند.
His pension covers most of his living expenses.
حقوق بازنشستگی او بیشتر هزینههای زندگیاش را پوشش میدهد.
نکتهٔ کاربردی
مستمری ممکن است از منابع دولتی یا طرحهای شغلی تأمین شود؛ شرایط برخورداری از آن متفاوت است.
