کسی یا چیزی را به شیوهای خاص درک یا تلقی کردن
مثالهای طبیعی
Employees perceive her as a fair manager.
کارکنان او را مدیری منصف میدانند.
Customers perceived the product as too expensive.
مشتریان محصول را بیش از حد گران تلقی کردند.
The change was perceived as unfair by many residents.
بسیاری از ساکنان این تغییر را ناعادلانه تلقی کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Perceive` از `see` یا `think` رسمیتر است و اغلب نحوهٔ تفسیر یا برداشت از چیزی را بیان میکند.
