شاخه یا میلهای که پرنده برای نشستن یا استراحت روی آن قرار میگیرد.
مثالهای طبیعی
The robin returned to its favorite perch.
سینهسرخ به نشیمنگاه موردعلاقهاش برگشت.
Put a wooden perch inside the cage.
یک چوب نشیمن داخل قفس بگذارید.
The birds flew between several perches.
پرندگان بین چند نشیمنگاه پرواز میکردند.
نکتهٔ کاربردی
perch نام نوعی ماهی نیز هست؛ معنای موردنظر از بافت جمله روشن میشود.
