معنی ۱neutral · 86%
مایع خوشبویی که روی بدن استفاده میشود.
مثالهای طبیعی
She wore perfume at the party.
او در مهمانی عطر زده بود.
This perfume smells like roses.
بوی این عطر شبیه گل رز است.
The shop sells several new perfumes.
فروشگاه چند عطر جدید میفروشد.
نکتهٔ کاربردی
برای عطر بهعنوان ماده معمولاً wear perfume میگویند، نه put on a perfume؛ a perfume به نوع خاصی از عطر اشاره میکند.
ترکیبهای رایج
— عطر زدن
