قرارگرفته نزدیک لبهٔ بیرونی منطقه یا ساختار
مثالهای طبیعی
Peripheral vision helps cyclists notice nearby traffic.
دید محیطی به دوچرخهسواران کمک میکند رفتوآمد کنارشان را ببینند.
Peripheral districts received new bus services.
مناطق پیرامونی خدمات اتوبوس جدید دریافت کردند.
The painting includes peripheral details near its borders.
نقاشی جزئیات حاشیهای نزدیک لبههایش دارد.
نکتهٔ کاربردی
دید peripheral چیزهای خارج از نقطهٔ تمرکز مستقیم چشم را میبیند؛ این صفت به معنی ضعف بینایی نیست.
