permission
C1اسم/US /pɚmˈɪʃən/ pərm-ĬSH-ən; UK /pɚmˈɪʃən/ pərm-ĬSH-ən/
رخصت، اجازه، اذن
JadoLearn Dictionary
معنی permission به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رخصت، اجازه، اذن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
حریت، فاعل مختاری، آزادی
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.