یکی از ترتیبها یا چینشهای ممکنِ مجموعهای از عناصر.
مثالهای طبیعی
Every permutation of the guests changes the seating arrangement.
هر نوع جابهجاییِ ترتیب مهمانها، چیدمان صندلیها را تغییر میدهد.
The manager compared several permutations of the weekly rota.
مدیر چند چینش متفاوتِ برنامهٔ شیفتهای هفتگی را مقایسه کرد.
Try another permutation of the letters.
یک ترتیب دیگر از حروف را امتحان کن.
نکتهٔ کاربردی
در permutation ترتیب عناصر تغییر میکند؛ صرفاً انتخاب تعدادی از عناصر، عملیات دیگری است.
