معنی ۱neutral · 85%
برخوردکردن دو خط یا سطح بهگونهای که زاویهای دقیقاً نود درجه تشکیل دهند.
مثالهای طبیعی
The two lines are perpendicular.
این دو خط بر هم عمودند.
Make the post perpendicular to the floor.
ستون را عمود بر کف قرار دهید.
A perpendicular road crosses the main street.
خیابانی عمود بر خیابان اصلی از آن عبور میکند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه بیشتر در هندسه، ساختوساز و توصیف جهت و موقعیت به کار میرود.
ترکیبهای رایج
— خطهایی که با زاویهٔ قائمه یکدیگر را قطع میکنند
