مرتکب عملی زیانبار، فریبکارانه یا غیرقانونی شدن.
مثالهای طبیعی
Investigators believe the gang perpetrated the attack.
بازرسان معتقدند آن باند حمله را انجام داده است.
The group perpetrated several online scams.
آن گروه مرتکب چند کلاهبرداری اینترنتی شد.
The robbery was perpetrated by an unidentified suspect.
سرقت را مظنونی ناشناس مرتکب شده بود.
نکتهٔ کاربردی
مفعول این فعل معمولاً عملِ خلاف است، نه کاری عادی و خنثی؛ commit کاربردی عامتر دارد.
