persecute
C1اسم/US /pˈɝsəkjˌuːt/ PƏRS-əky-o͞ot; UK /pˈɝsəkjˌuːt/ PƏRS-əky-o͞ot/
تحت تعقیب در آوردن، شکنجهکردن، تحت تعقیب در اوردن شکنجهکردن
JadoLearn Dictionary
معنی persecute به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تحت تعقیب در آوردن، شکنجهکردن، تحت تعقیب در اوردن شکنجهکردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عاجز کردن
اضطرار، فروماندگی، پریشانحالی
نگران، دلواپسی، دلهره
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.