با وجود دشواریها، شکستها یا تأخیرها به تلاش ادامه دادن.
مثالهای طبیعی
If you persevere with daily practice, you will improve.
اگر تمرین روزانه را با پشتکار ادامه بدهی، پیشرفت خواهی کرد.
The runners persevered through months of difficult training.
دوندگان ماهها تمرین سخت را با پشتکار پشت سر گذاشتند.
She persevered despite failing several interviews.
او با وجود ناکامی در چند مصاحبه، دست از تلاش نکشید.
نکتهٔ کاربردی
persevere معمولاً مفعول مستقیم نمیگیرد؛ برای اشاره به فعالیت از حرف اضافهٔ مناسب استفاده کنید.
