معنی ۱neutral · 85%
میوهای نارنجی و شیرین که اغلب پس از رسیدن و نرمشدن خورده میشود.
مثالهای طبیعی
I bought two persimmons at the market.
در بازار دو خرمالو خریدم.
Slice a ripe persimmon into your breakfast bowl.
یک خرمالوی رسیده را ورقهورقه کنید و در کاسهٔ صبحانهتان بریزید.
The persimmon turns orange as it ripens.
خرمالو هنگام رسیدن نارنجی میشود.
نکتهٔ کاربردی
از persimmon برای نام درخت هم استفاده میشود، اما معنای میوه برای زبانآموز عمومی کاربردیتر است.
