برای مدتی طولانی ادامه داشتن یا با وجود تلاش برای متوقف کردن، بارها رخ دادن
مثالهای طبیعی
A persistent error delayed the entire release.
یک خطای مداوم انتشار کامل نسخه را به تأخیر انداخت.
The rain remained persistent throughout the afternoon.
باران در تمام بعدازظهر بیوقفه ادامه داشت.
Persistent coughing should be assessed by a clinician.
سرفهٔ مداوم باید توسط پزشک ارزیابی شود.
نکتهٔ کاربردی
پیش از اسمهایی مانند مشکل، علامت، صدا یا باران برای چیزی که از بین نمیرود یا تکرار میشود به کار میرود.
