شیوهای خاص برای فکر کردن دربارهٔ وضعیت یا فهمیدن آن.
مثالهای طبیعی
From her perspective, the deadline was unreasonable.
از دید او، مهلت تعیینشده نامعقول بود.
The historian offered a different perspective on the conflict.
تاریخنگار دیدگاه متفاوتی دربارهٔ این درگیری ارائه کرد.
Try seeing the problem from your parents’ perspective.
سعی کن مشکل را از دید پدر و مادرت ببینی.
نکتهٔ کاربردی
از perspective on برای موضوع و from someone’s perspective برای بیان نگاه شخص استفاده کنید؛ دیدگاهها لزوماً همگی درست نیستند.
