از راه پوست عرق تولید کردن، بهویژه بر اثر گرما یا فعالیت بدنی.
مثالهای طبیعی
Passengers began to perspire on the crowded train.
مسافران در قطار شلوغ شروع به عرق کردن کردند.
She perspired heavily during the final climb.
او هنگام آخرین بخش سربالایی، بهشدت عرق کرد.
I always perspire when I feel anxious.
من هر وقت مضطرب میشوم، عرق میکنم.
نکتهٔ کاربردی
perspire نسبت به sweat رسمیتر است و معمولاً بدون مفعول مستقیم میآید.
