با جسارت و شیطنتی زنده، اندکی بیادبانه یا بیپروا رفتار میکند؛ گاهی این رفتار خندهدار است.
مثالهای طبیعی
Her pert reply made the retired headteacher laugh.
جوابِ جسورانه و کمی پررویِ او باعث شد مدیرِ بازنشستهٔ مدرسه بخندد.
The actor flashed a pert smile at the audience.
بازیگر لبخندی شیطنتآمیز به تماشاگران زد.
That comment sounded rather pert during the formal hearing.
آن اظهارنظر در جلسهٔ رسمیِ رسیدگی نسبتاً گستاخانه به گوش رسید.
نکتهٔ کاربردی
ممکن است لحنی محبتآمیز یا انتقادی داشته باشد. pert برای بینیِ کوچک و خوشفرمی که نوکش کمی رو به بالاست نیز به کار میرود، اما آن معنایی جداگانه است.
