معنی ۱informal · 82%
بسیار مزاحم، دردسرساز یا چیزی که خلاصشدن از آن دشوار است.
مثالهای طبیعی
That pestiferous weed keeps invading the vegetable beds.
این علف هرزِ سمج مدام وارد کرتهای سبزی میشود.
The pestiferous noise continued long after midnight.
صدای آزاردهنده تا مدتها پس از نیمهشب ادامه داشت.
A pestiferous fly followed us around the kitchen.
مگسی سمج مدام در آشپزخانه دنبالمان میآمد.
نکتهٔ کاربردی
بسیار کمکاربرد و گاهی طنزآمیز یا ادبی است؛ معنای قدیمیِ «ناقل بیماری» در اینجا آموزش داده نمیشود.
