بسیار آزاردهنده یا دردسرساز.
مثالهای طبیعی
The pestilent buzzing kept everyone awake.
آن وزوزِ اعصابخردکن نگذاشت هیچکس بخوابد.
Those pestilent children have hidden my keys again.
این بچههای بدقلق باز هم کلیدهایم را پنهان کردهاند.
A pestilent alarm repeatedly interrupted the dialogue.
صدای مزاحمِ زنگ هشدار بارها گفتوگو را قطع کرد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا لحنی ادبی یا طنزآمیز دارد و اغلب irritating بهجای آن به کار میرود.
