معنی ۱neutral · 89%
درخواست کتبی رسمی از یک مرجع یا سازمان برای انجام اقدامی مشخص
مثالهای طبیعی
Residents launched a petition against the proposed closure.
ساکنان دادخواستی علیه تعطیلی پیشنهادی راه انداختند.
The petition was submitted to parliament yesterday.
دادخواست دیروز به پارلمان ارائه شد.
More than ten thousand people signed the petition.
بیش از ده هزار نفر دادخواست را امضا کردند.
نکتهٔ کاربردی
با فعلهایی مانند `sign`، `launch`، `circulate`، `submit` و `present` رایج است.
