معنی ۱neutral · 89%
از نظر شکل یا ظاهر شبیه آلت تناسلی مردانه.
مثالهای طبیعی
The critic called the tall sculpture phallic.
منتقد مجسمهٔ بلند را شبیه آلت تناسلی مردانه توصیف کرد.
Some viewers saw phallic imagery in the building.
بعضی بینندگان در ساختمان تصویرپردازیِ فالوسی دیدند.
The artwork contains an unmistakably phallic form.
این اثر هنری شکلی دارد که آشکارا شبیه آلت تناسلی مردانه است.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی مستقیم در کالبدشناسی و فرهنگ است که در بحثهای هنری و نمادشناسی رایج است.
