مربوط به داروها و فرایند توسعه، تولید یا فروش آنها.
مثالهای طبیعی
She works for a pharmaceutical company in the city.
او در یک شرکت داروسازی در شهر کار میکند.
Pharmaceutical research has produced several promising treatments.
پژوهشهای دارویی به چند روش درمانی امیدوارکننده منجر شدهاند.
New regulations affect pharmaceutical manufacturers across the region.
مقررات جدید بر تولیدکنندگان دارو در سراسر منطقه اثر میگذارد.
نکتهٔ کاربردی
pharmaceutical در این مدخل صفت است و بیشتر پیش از اسم میآید؛ a pharmaceutical بهعنوان اسم هم کاربرد دارد، ولی خارج از محدودهٔ این مدخل است.
