معنی ۱neutral · 84%
رویداد، فرایند یا واقعیتی که بتوان آن را مشاهده یا تجربه کرد.
مثالهای طبیعی
A rainbow is a familiar atmospheric phenomenon.
رنگینکمان پدیدهای آشنای مربوط به جو زمین است.
Researchers studied the phenomenon of online friendship.
پژوهشگران پدیدهٔ دوستیهای اینترنتی را بررسی کردند.
These phenomena occur under different conditions.
این پدیدهها در شرایط متفاوتی رخ میدهند.
نکتهٔ کاربردی
در نوشتههای علمی و اجتماعی رایج است؛ phenomena صورت جمع آن است.
