با هدف بهتر کردن زندگی دیگران از راه بخشش داوطلبانه یا حمایت خیریهای انجامشده.
مثالهای طبیعی
A philanthropic foundation funded the new library.
یک بنیاد نیکوکارانه هزینهٔ ساخت کتابخانهٔ جدید را تأمین کرد.
The scholarship depends on philanthropic donations from alumni.
این بورسیه به کمکهای خیرخواهانهٔ دانشآموختگان وابسته است.
The firm expanded its philanthropic activities during the crisis.
آن شرکت در طول بحران، فعالیتهای نیکوکارانهٔ خود را گسترش داد.
نکتهٔ کاربردی
philanthropic معمولاً به کار خیرِ داوطلبانه اشاره دارد، نه هر رفتار مهربانانه یا سخاوتمندانهٔ روزمره.
