معنی ۱neutral · 90%
شخصی که عکس میگیرد، بهویژه بهصورت حرفهای
مثالهای طبیعی
They hired a photographer for the wedding.
آنها برای عروسی یک عکاس استخدام کردند.
She works as a professional photographer.
او بهعنوان عکاس حرفهای کار میکند.
Several photographers waited outside the building.
چند عکاس بیرون ساختمان منتظر بودند.
نکتهٔ کاربردی
`Photographer` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— کسی که از عکاسی درآمد کسب میکند

