شیوهٔ خاصِ انتخابِ واژهها و عبارتها که ویژگیِ یک متن، گوینده یا حوزهٔ تخصصی است.
مثالهای طبیعی
The contract’s phraseology leaves the deadline unclear.
عبارتپردازیِ قرارداد باعث شده مهلتِ مقرر روشن نباشد.
Her phraseology differs markedly from that of earlier translators.
شیوهٔ بیانِ او با مترجمانِ پیشین تفاوتِ چشمگیری دارد.
Officials revised the phraseology to make the warning accessible.
مقامها عبارتبندیِ هشدار را بازنویسی کردند تا برایِ عموم قابلفهمتر شود.
نکتهٔ کاربردی
تفاوتِ wording و phraseology بیشتر در نگاه به ویژگیها و الگوهایِ تعبیر است؛ جمعِ این اسم بیرون از مقایسهٔ سبکها یا سنتهایِ زبانی کمتر رایج است.
