معنی ۱formal · 90%
پزشک، بهویژه پزشکی که بیماریها را بدون جراحی تشخیص و درمان میکند
مثالهای طبیعی
The physician recommended further blood tests.
پزشک انجام آزمایشهای خون بیشتری را توصیه کرد.
She trained as a physician in Boston.
او در بوستون بهعنوان پزشک آموزش دید.
Physicians review complex cases every morning.
پزشکان هر صبح پروندههای پیچیده را بررسی میکنند.
نکتهٔ کاربردی
در بافت رسمی یا حرفهای پزشکی از `physician` استفاده میشود؛ در گفتوگوی روزمره `doctor` طبیعیتر است.
