معنی ۱neutral · 95%
علمی که ماده، انرژی، نیروها و رفتار آنها را مطالعه میکند
مثالهای طبیعی
Physics is difficult but interesting for me.
فیزیک برای من دشوار اما جالب است.
My sister studies physics at university.
خواهرم در دانشگاه فیزیک میخواند.
Our physics class includes simple experiments.
کلاس فیزیک ما شامل آزمایشهای ساده است.
نکتهٔ کاربردی
physics به -s ختم میشود اما مفرد است: physics is، نه physics are.
ترکیبهای رایج
— ماده، انرژی و نیروها را یاد گرفتن یا مطالعه کردن

