معنی ۱neutral · 86%
وعدهای غذایی که بیرون از خانه، اغلب روی زمین نشسته، خورده میشود.
مثالهای طبیعی
We are having a picnic by the river.
کنار رودخانه پیکنیک داریم.
The picnic starts at twelve.
پیکنیک ساعت دوازده شروع میشود.
Our family had two picnics last month.
خانوادهٔ ما ماه گذشته دو بار به پیکنیک رفت.
نکتهٔ کاربردی
پیکنیک معمولاً به غذا خوردن در فضای باز گفته میشود، نه غذا خوردن در رستوران سرپوشیده.
ترکیبهای رایج
— پیکنیک داشتن و در فضای باز غذا خوردن
