معنی ۱neutral · 85%
در ذهن مجسمکردن شکل کسی یا چیزی یا چگونگی وقوع اتفاقی
مثالهای طبیعی
Can you picture the beach at sunrise?
میتوانی ساحل را هنگام طلوع خورشید مجسم کنی؟
I picture myself working in a quiet library.
خودم را تصور میکنم که در کتابخانهای ساکت کار میکنم.
Try picturing the room without that wall.
سعی کن اتاق را بدون آن دیوار تصور کنی.
نکتهٔ کاربردی
Picture علاوه بر اسم به معنی عکس، بهعنوان فعلِ تصورکردن نیز به کار میرود.
ترکیبهای رایج
— خود را در حال انجام کاری تصور کردن
