معنی ۱neutral · 90%
حیوانی اهلی با پاهای کوتاه و بدنی گرد که در مزرعه نگهداری میشود.
مثالهای طبیعی
That pig is eating near the fence.
آن خوک نزدیک حصار در حال غذا خوردن است.
The farmer has six pigs.
کشاورز شش خوک دارد.
A pig likes to look for food.
خوک دوست دارد به دنبال غذا بگردد.
نکتهٔ کاربردی
Pig نام حیوان است. Pork واژهای است که برای گوشت خوک استفاده میشود.

