معنی ۱neutral · 86%
پرندهای رایج، اغلب خاکستریرنگ، که در شهرها زیاد دیده میشود.
مثالهای طبیعی
A pigeon landed on our balcony.
کبوتری روی بالکن ما نشست.
We watched pigeons walking around the fountain.
کبوترها را تماشا کردیم که دور فواره راه میرفتند.
The pigeon flew away when a bus approached.
وقتی اتوبوسی نزدیک شد، کبوتر پر کشید.
نکتهٔ کاربردی
Pigeon و dove به پرندگان نزدیک به هم اشاره دارند؛ در گفتار روزمره pigeon اغلب همان کبوتر خاکستری شهری است.
