چیزهای کوچک یا مقدار کمی از چیزی را معمولاً پنهانی دزدیدن.
مثالهای طبیعی
Someone has been pilfering pens from the supply cupboard.
مدتی است کسی از کمد لوازم اداری خودکار میدزدد.
The guard caught a visitor pilfering chocolates.
نگهبان یکی از بازدیدکنندگان را هنگام دزدیدن شکلات دستگیر کرد.
Employees were warned not to pilfer from the stockroom.
به کارکنان هشدار دادند از انبار خردهدزدی نکنند.
نکتهٔ کاربردی
pilfer معمولاً به دزدیهای کوچک اشاره دارد؛ steal واژهای عمومیتر برای برداشتن غیرصادقانهٔ اموال دیگران است.
