معنی ۱neutral · 84%
سفر به مکانی که مقدس یا از نظر معنوی مهم شمرده میشود.
مثالهای طبیعی
Her family made a pilgrimage to Mecca.
خانوادهاش برای زیارت به مکه سفر کردند.
Pilgrimages brought travelers to the shrine for centuries.
قرنها زائران در سفرهای زیارتی به آن زیارتگاه میآمدند.
The pilgrimage changed his view of faith.
آن سفر زیارتی نگاه او را به ایمان تغییر داد.
نکتهٔ کاربردی
برای خود سفر زیارتی به کار میرود و مقصد معمولاً با to میآید.
